شعری برای خواهرم
ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آبان ،۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

شعری برای خواهرم 

کاش می توانستم

برای خواهرم شعری بنویسم

که طبق مرسوم در آن

آسیاب های بادی بچرخند

مزارع گندم طلوع کنند

و مرضیه

برای کنکور

تا روز الست

وقت داشته باشد

 

کاش می توانستم

شکل نهایی خنده

در چهار گزینه ی اصلی را

برایش بکشم

و قول بدهم که فردا

این شعر

در مدارس کشور

ورود خواهد کرد

و البته

آنچه از بین می رود

دست های ما

در فراموشی مداد است

 

کاش می توانستم...